سین
شین
چیه چرا اینجوری نگام کنی ؟سین یعنی سلام
شین یعنی شطولین؟خوفین؟من کی بودم یادتونه دیگه؟یادت نیست؟برو یه دکتر حتما سر بزن دچار فراموشی حاد شدیا .همیشه اسم کنار سینا بود .یادتم نمی اد خوب به من چه ؟ یه راهنماییت می کنم من ابجی سینام .یه مدتی نبودم راحت بودین از دستم حالا چون داداشیم درس داره (
)خودم اومدم باپم .البته خوب می دونم کار درستی نیس وسط داستان یهویی عینهو پیام بازرگانی این شکلی یه وری یه وری 
رژه برم اما خب ناچاریم پول در بیاریم دیگه پیام بازرگانی نذاریم چی کار کنیم
از همه بچه هایی که نظر دادنت هوارتا دونه یه دونه دودونه ممنون(چقد بی مزه
)((تا چشمت در اد
))
خب حالا من دیگه چی بگم؟(خفه شو اپتو بکن)(نمی خوام)
شما زیاد دیدین داداشی من از شعرهای عمو شبلی اپ کنه اما خوب تا حالا فک نکنم فهمیده باشین این عمو شبلی کیه؟
من یه زندگینامه دو خطی از ایشون می ذارم با چن تا از شعراش مطمئنم خوشتون می اد
شل سیلور استاین هم نویسنده هم شاعر و هم تصویر ساز در 25 سپتامبر 1933 در شیکاگو متولد شد.
در ۱۷ سالگی به طور جدی کارتون را شروع کرده و به قول خودش این تنها چیزی بود که در ان استعداد داشته نوشتن و نقاشی!
اون گفته:وقتی بچه بودم دلم می خواست بازیکن بیس بال باشم.اما خوشبختانه در بیس بال موفق نشدم.از ناچاری نقاشی و نوشتن را شروع کردم و باز خوشبختانه سبک خاصی برای پیروی نمیشناختم ...پس سبک خودم را پایه نهادم.
آثار سیلور استاین ظاهرا برای کودکان است اما کمی که حواست جمع باشه می بینی عجب شعر باحالیه ها!
به خاطر همین بزرگسالها هم مشتری دائم اون شدند.خودش گفته:دوست دارم مردم در هر سنی در کتابهایم چیزی نو بیابند.
او در 11 می 1999 مطابق با ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۸ از بین ادم بزرگها رفت و کتابهای قشنگش در همه جای دنیا موندند.
اینم از شعراش
من نگفتم این کارو نکن
من نگفتم این کاررو نکن
وقتی چمدونتو بستی که بری
من نگفتم "برگرد پیشم عزیزم بیا یه بار دیگه منو امتحان کن"
وقتی اون از من پرسید که دوستش دارم یا نه
من فقط نگاه کردم
اون رفت و
من الان اون چیزهایی که نگفتم توی گوشم می پیچه
من نگفتم " منو ببخش چو نصف اشتباها مال من بود"
من نگفتم " ما دوباره سعی می کنیم چون چیزی که ما می خواهیم عشقه
و وفاداری و زمان"
من گفتم " اگه این راهیه که تو می خوای من جلوتو نمی گیرم"
اون رفت و من الان می شنفم همه اون چیزهایی رو که نگفتم.
من نگفتم" پالتوتو بزار کنار الان یه قهوه درست می کنم و با هم صحبت می کنیم
من نگفتم "راهی که میخوای بری طولانی و تو هم تنهایی و جاده بی انتها"
من گفتم " خداحافظ شانس به همراهت و به سلامت" و اون
منو ترک کرد تا زندگی کنم با همه چیزهایی که تگفتم
من اونو تو بازو هام نگرفتم و
اشکاشو نبوسیدم
من نگفتم" زندگیم بی معنی میشه اگه اینجا نباشی "
من فکر کردم به کارهای که میشه کرد وقتی آزاد باشم
ولی امروز کاری که من می کنم
شنیدن
همه چیزهای که نگفتم است
اینم یکی دیگه از شعراش
زن مو زرد
هی! زن مو زرد همه پولهاتو به جیب می زنه
چشماش ممکنه گرم باشه ولی قلبش حتماْ سرده
سنش که بالا می ره وزنش هم بالا می ره
از زن مو زرد خودتو دور نگه دار!
زن مو سیاه از اشتیاق می سوزه
اما همچین که ازدواج کردین. یهو ازت خسته می شه
از زن مو سیاه خودتو دور نگه دار!
اما زن مو سرخ . جیغ می کشه
خونه رو مرتب نمی کنه. اتاقها رو جارو نمی کنه
وقتی می خوابه خر خر می کنه
خلاصه از زن مو سرخ خودتو دور نگه دار!
اما زن کچل! اون تورو همیشه دوست داره
می تونی با خیال راحت بزنیش. ولی اون پیشت می مونه
چون خودشم خوب می دونه که هیچکس نمیاد بدزدتش
پس زنده باد زن کچل
عجب گندی درست کردما من د در رو کنم که داداشیم اومد
بابای همگی
راستی صداتون در نیاد این کار من بودا
هیسسسسسسسسسسسس